Search Header Logo
معانی

معانی

Assessment

Presentation

Arts

12th Grade

Hard

Created by

taiba taneen

Used 9+ times

FREE Resource

5 Slides • 0 Questions

1

​معانی چیست؟

2

​معانی یا علم معانی یکی از شاخه‌های سه‌گانهٔ علوم بلاغی در ادبیات است. در دانش معانی، شکل‌ها و نمودهای گوناگون در جمله که می‌توانند رفتارها و کاربردهای هنری و شیواسخنی به‌شمار آیند بررسی می‌شود، برای نمونه استفاده به‌جا از واو عطف برای پیوستن دو جمله از کاربردهای هنری مورد بررسی علم معانی است.

اگر سه جمله زیر را بنگریم:

ابن سینا داناست.

دانا ابن سینا است.

داناست ابن سینا.​

3

علم معانی دارای اصول و قواعدی که رعایت آن‌ها به سخنران یا نویسنده امکان می‌دهد:

  • احوال گوناگون مخاطبان را باز شناسد و از مقام و موقعیت‌های گوناگون آگاه شود؛

  • کلام خود را منطبق و متناسب با آن احوال و موقعیت‌های متفاوت ایراد کند.

بخش های علم معانی:

1-اِسناد خبری

در علم معانی پیوند نهاد (مسندالیه) و گزاره (مسند). اسناد خبری جمله‌ای است که می‌توان آن را درست یا نادرست دانست؛ به بیان دیگر، خبر کلامی است که متحمل صدق و کذب باشد. اسناد خبری بر چند نوع است: ۱. اسناد حقیقی آن است که فعل به فاعل حقیقی نسبت داده شود: «علی دانش‌آموز است»؛ ۲. اسناد مجازی که فعل به فاعل غیرحقیقی نسبت داده می‌شود: «یلدا در چشمت نشسته است». اسناد مجازی ویژه شعر و ادبیات است.​

4

​2- « انشا » در لغت به معنای ایجاد، و در اصطلاح سخنی است که ذاتا دربردارنده صدق و کذب نباشد؛ زیرا در انشا از مسائل بیرونی خبر نمی‌دهیم. بعضی گفته‌اند انشا چیزی است که مدلول آن در خارج با کلام پدید می‌آید و گوینده با بیان خود، مقصود خود را ایجاد می‌کند؛ مثلا می‌گوید «اشتریت» و خریدن صورت می‌گیرد.

جمله انشایی دو گونه است: ۱. انشای طلبی ؛ ۲. انشای غیرطلبی .

«انشای طلبی» سخنی است که از ابراز آن، مطلوبی را بخواهند که هنگام طلب حاصل نیست، و آن پنج گونه است: امر؛ نهی؛ استفهام ؛ تمنی و ندا ، که در « تمنی » امکان حصول نیست؛ ولی بقیه موارد، امکان تحقق دارد.

«انشای غیرطلبی» سخنی است که با آن مطلوبی خواسته نشود و عبارت است از تعجب ، مدح ، ذم ، قسم و دعا​

5

​3- حصر و قصر: فرو گرفت یا حصر و قصر در دانش معانی آن است که کسی یا چیزی را به چیزی یا کسی آنچنان اختصاص دهند که از او درنگذرد؛ و تنها در او بماند (محصور شود). برای نمونه، اگر بگوییم:«پهلوانی جز بهرام نیست.» یا «بهرام جز پهلوان نیست.» در نمونه‌ی نخستین، پهلوانی را در بهرام فرو‌گرفته‌ایم؛ و در نمونه‌ی دوم بهرام را در پهلوانی فرو‌گرفته‌ایم و او را به پهلوانی مختص کرده‌ایم. پس هر فروگرفتی دو سوی دارد که می‌توان آن‌ها را فروگیرنده و فروگرفته نامید. فروگرفت را از دید سرشت و چگونگی آن به دو گونه بخش می‌توان کرد. در نمونه‌ی نخستین بهرام فروگیرنده و پهلوانی فروگرفته و در نمونه دوم بهرام فروگرفته و پهلوانی فروگیرنده است

​معانی چیست؟

Show answer

Auto Play

Slide 1 / 5

SLIDE